![]() |
![]() |
|
| بر سنگ مزارم بنویسید:خسته دلی خفته در این خلوت خاموش او زاده غم بود ز غمهای جهان گشته فراموش |
|
اگر1000 نفربگن دوست دارم یکیش منم اگه که 100 نفر بگن دوست دارم یکیش منم اگه که 10 نفر بگن دوست دارم می دونی یکیش منم اگه کسی بهت نگفت دوست دارم بدون که مردم يه نفر به خدا ميگه : دوست داری بگم می خوام هر روز صبح با صدات بیدار بشم ..بگم با ساعت بودم؟........دوست داری بگم می خوام کنار تو بخوابم ..بعد بگم با بالشم بودم؟.....دوست داری بگم دوست دارم باهات حرف بزنم بعد بفهمی با yahoo helper هستم ؟دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برقم ؟این دفعه میگم دوست دارم ولی با خود خودتم.. به سلامتی "گاو"چون که نگفت من گفت ما ..به سلامتی "کرم خاکی"نه به خاطر کرمش بلکه به خاطر خاکی بودنش..به سلامتی"دیوار" که هر مرد و نامردی بهش تکیه می کنه ..به سلامتی کلاغ نه به خاطر سیاهیش به خاطر 1 رنگیش..به سلامتی هر چی نامرده چون تا نامرد نباشه مرد معلوم نمی شه تو هر روز صبح باید بلند بشی .با نوک پنجه بری آشپزخونه ..برام صبحانه درست کنی.بیاری برام تو تخت .بری بیرون کار کنی...باید..بعد باد بزن بیاری بادم بزنی .زانو بزنی و بگی:خدایا ممنون که این عشق و به من دادی..به این میگم عشق واقعی.واقعی و شیرین......اگر کسی هم به من اتهام زد که خیانت کارم .اسلحشو به طرفم نشونه رفت ..دلم می خواد بپری وسط تا گلوله بخوره تو قلبه خودت وقتی می افتی زمین و داری می میری دلم می خواد نگام کنی و بگی :عزیزم ببخشید که فرشتو کثیف کردم لطفا" فقط جسدم رو بنداز بیرون..من به این می گم عشق واقعی .واقعی و شیرین ..البته این عشقی نیست که من دارم... ولی عشقی هست که لازم دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:54 توسط قاصدک |
|
|
• اگر بهترين دوستم نيستي، لااقل بهترين دشمنم باش زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.. می د ونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟ اموزگار اول درس می ده بعد امتحان می گیره .ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس می ده اگه یه روزی یه کسی بهت گفت دوست دارمتو سعی نکن شاید تو برای دنیا یکی باشی ولی ممکنه برای یکی یه دنیا باشی ................ اين به اين دليله كه قشنگترين چيزهاي تو دنيا قابل ديدن نيست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:52 توسط قاصدک |
|
|
اگه یک روز توپت افتاد خونه همسایه و پارش کرد انداخت خونتون گریه نکن چون یه دوست داری که حاضر هست قلبشو در بیاره بده بهت باهاش بازی کنی چارلي چاپلين ميگه: " سعي كن چيزهايي را كه دوست داري به دست بياري در غير اين صورت مجبوري چيزايي را كه داري دوست بداري" يكي ميگه:با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان عشق پس به خاطر همينن دوست دارم برم بشت تا هميشه در كنار تو باشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:50 توسط قاصدک |
|
|
وقتی داری فکر میکنی که من دارم فکر میکنم که تو داری فکر میکنی که من به چی فکر میکنم دلم میخواد که فکر کنی که من فقط به تو فکر می کنم گل را دوست دارم تو را هم دوست دارم گل را برای بوییدن تو را برای بوسیدن گل را برای یک لحظه تو را برای همیشه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:48 توسط قاصدک |
|
|
بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:36 توسط قاصدک |
|
|
تمام آرزوهای خود را به گور می برم پس قبر مرا بزرگ بسازید این برگه که از درخت خسته میشه ..پاییز فقط بهانه است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:34 توسط قاصدک |
|
|
از استاد شیمی پرسیدم عشق چیست گفت حلال است .از استاد زبان پرسیدم عشق چیست گفت هم پایه loveاست .از استاد ادبیات پرسیدم ادبیات پرسیدم عشق چیست گفت محبت الهی است از استاد تاریخ پرسیدم عشق چیست گفت سقوط سلسله قلب جوان است از استاد هندسه پرسیم عشق چیست گفت نقطه ای است که به هول نقطه قلب جوان می چرخد....از استاد دینی پرسیدم عشق چیست گفت حرام است! پرسید به خاطر کی زنده هستی ؟با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو بهش گفتم به خاطر هیچ کس پرسید پس به خاطر چی زنده هستی با اینکه دلم داد میزد به خاطر دل تو با یه بغض غمگین به خاطر هیچی ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی در حالی که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده ست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:33 توسط قاصدک |
|
|
دنيا به مثال کوزه اي زرين است اين آب کمي تلخ کمي شيرين است |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:31 توسط قاصدک |
|
|
شفقت با مردم وفا به عهد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:27 توسط قاصدک |
|
|
فرشته ها حتما مي آيند فرشته ها آمده اند پايين. همه جا پر از فرشته است. از کنارت که رد مي شوند،مي فهمي؟ اسمت را که صدا مي زنند، مي شنوي؟ دستشان را که روي شانه ات مي گذارند ،حس مي کني؟ خوب خيالاتي شديااااااااااااا تو دلم فقط 1 روز مهموني بود تو اومدي بزرگترين عذاب جهنم اينه كه تورو ازم جدا كنن به يه گنجشك گفتم پيغاممو به گوشت برسونه از آفتاب ياد بگيريم که بي دريغ باشيم در دردها وشاديهايمان حتي با نان خشکمان و کارهايمان را جز براي قسمت کردن بيرون نياوريم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 2:25 توسط قاصدک |
|
|
آموختيم بهار را با عشق تابستان را با شادي پائيز را با غم زمستان را با اميد و بودن را با دنيا را دوست دارم به خاطر خوبيهايش پائيز را دوست دارم به خاطر برگ ريزهايش دريا را دوست دارم به خاطر پهناوريش كوه را دوست دارم به خاطر عظمتش آسمان را دوست دارم به خاطر وسعتش مادرم را دوست دارم به خاطر فداكاريش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 3:11 توسط قاصدک |
|
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش مي كند را هم خوشبو مي كند
توي يكي از اين هزار شب وقتي سرت رو بلند ميكني مي بيني بين ميليونها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 3:7 توسط قاصدک |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 2:56 توسط قاصدک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا...
در این سرای خاموش یاد گرفتم با ترنم عشقی پاک به زیباترین شکل تورا بسرایم! وقتی خالق دوست داشتن تو هستی به چه زبانی بگویم دوستت دارم!! خدایا اندکی از عشق تو را با دنیا عوض نمیکنم آن را بر من ببخش!!! آدرس های ورود: WWW.MOSTAFA.IR1.IR WWW.ALEXI22.BLOGFA.COM WWW.LAMERD.COO.IR |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 |
| پیوندها |
|
مركز آموزش و دانلود آموزش نرم افزار زنگنه در گستره تاريخ رباعيات خانم تقي زاده چت روم پارسي زبانان کد انواع آهنگها و قالبها عکس هایی از شهرستان لامرد ارتباط زنده با ایرانیان |
|
RSS
|