![]() |
![]() |
|
| بر سنگ مزارم بنویسید:خسته دلی خفته در این خلوت خاموش او زاده غم بود ز غمهای جهان گشته فراموش |
|
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام ویک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز...
عشق یعنی تا ابد فانی شدن عشق یعنی عابد و زاهد شدن عشق یعنی همچو لیلا خون شدن یا همچو مجنون راهی صحرا شدن... عشق یعنی تیشه ی فرهادها عشق یعنی عالم فرهادها عشق یعنی زخم کوه بیستون عشق یعنی ناله های درد و خون... عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی یکه و تنها شدن عشق یهنی التماس و انتظار عشق یعنی تا ابد با من بمان.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 23:4 توسط قاصدک |
|
|
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...
پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد..... صبح سراغ مادرش رفت..... وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود..... (دل هيچ کسي رو نشکنين) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 22:1 توسط قاصدک |
|
|
سلام دوستان عزیزم
فکر کنم من دیگه کمتر بیام و وبم رو آپ کنم چون می خوام برم دانشگاه اگه کمتر بهتون سر زدم از دستم ناراحت نشید دلم براتون تنگ میشه فعلا بابای
ميدوني چرا وقتي ميري تو رويا چشمهات رو ميبندي؟ وقتي ميخواي گريه كني چشمهات رو ميبندي......؟ وقتي ميخواي يكي رو ببوسي چشمهات رو ميبندي؟........ چون قشنگ ترين چيزهاي اين دنيا قابل ديدن نيست
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 14:54 توسط قاصدک |
|
|
چشمی دارم چو حسن شیرین همه آب بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب جسمی دارم چو جان مجنون همه درد جانی دارم چو زلف لیلی همه تاب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 20:39 توسط قاصدک |
|
|
به روی گونه تابیدی و رفتی......مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستیم نیلوفری بود......تو هستی مرا چیدی و رفتی کنار انتظارت تا سحرگاه......شبی همپای پیچکها نشستم تو از راه آمدی با ناز و ...... آنوقت تمنای مرا دیدی و رفتی شبی از عشق تو با پونه گفتم......دل او هم برای قصه ام سوخت غم انگیز است تو شیداییم را...... به چشم خویش فهمیدی و رفتی چه باید کرد این هم سرنوشت است......ولی دل را به چشمت هدیه کردم سلام دوستان مرسی که به وبلاگ من اومدین واقعا منت گذاشتین کلبه ما رو منور کردین شاید این آخرین آپ من در سال ۸۵ باشه پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم انشالله سال خوب و خوشی داشته باشین بابای ببخشید دوستان قسمت نظرات وبلاگها ارور میده و باز نمیشه ببخشید که خبرتون نکردم و کامنت نذاشتم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 15:39 توسط قاصدک |
|
|
اگر روزی مردم...!
تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بوم بر روی سینه ام تکه یخی بگذاریدتا به جای معشوقم گریه کند چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوق بودم و آخر اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است من چیز زیادی نخواستم تنها آسمان را خواستم و گاهی تو را که اگر ماه نباشد روشنایی شبهای من شوی اگه یه روز چشمات پراشک شد و دنبال یه شونه گشتی تا گریه کنی صدام کن بهت قول نمیدم که ساکتت کنم...... ولی قول میدم که پا ب پات گریه کنم برای عشق تمنا کن ولی خار نشو برای عشق قبول کن ولی غرورت رو از دست نده برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو برای عشق مثل شمع بسوز ولی نذار پروانه بینه برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسیو نگیر برای عشق وصال کن ولی فرار نکن برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش برای عشق خودت باش ولی خوب باش سلام دوستای گلم!!!! خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ لازم میدونم یه توضیحی بدم! من اصلا آدم غمگینی نیستم خیلیم شادم فقط متن و شعرهای غمگینو خیلی دوست دارم واسه همین شعرام غمگینن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 0:46 توسط قاصدک |
|
And the god created the woman و خدا زن را آفرید god created woman out of the left side of man خدا زن را از پهلوی چپ مرد آفرید not from his head to be a bove him نه از سر او تا بر او مسلط شود not from his foot to be trampled by him نه از پای او تا لگدکوب امیال او گردد but from his side to be equal whit him بلکه از پهلوی او تا برابر او باشد and from under his arm to be supported bye him و از زیر بازوی او تا در حمایت او باشد and from nearest to his heart و از نزدیکترین نقطه به قلب او to be loved by him تا مورد عشق او باشد!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 3:30 توسط قاصدک |
|
|
به كودكي گفتند :عشقچيست؟ گفت : بازی
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفیق بازی به جواني گفتند : عشقچيست؟ گفت : پول و ثروت به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ جیزی نگفت فقط آهی کشید و سخت گریست به گل گفتم: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبوتره به پروانه گفتم: عشقچيست؟ گفت : از من زیباتره به خورشید گفتم عشقچيست؟ گفت: از من سوزنده تره به عشقگفتم تو آخر چه هستي ؟؟.گفت نگاهی بیش نیستم اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 12:53 توسط قاصدک |
|
|
خسته
تکیه به شونه هام نکن من ازخودت خسته ترم ما که به هم نمیرسیم بسه دیگه بزار برم کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده ی حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها تو این دو روز زندگی شبیه من فراوونه یه لحظه چشماتو ببند گذشتن از من آسونه من عاشقم همینو بس غصه نداره بی کسی قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمیرسیم تکیه به شونه ام نکن من از خودت خسته ترم ولی هنوز عاشقتم بزار برم بزار برم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 0:50 توسط قاصدک |
|
|
تمنا
من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی هرگز......هرگز پاسخی سخت و درشت و مرا این غصه......این هرگز...... کشت...... انروز با تو بودم...امروز بی توام...ان روز که با تو بودم بی تو بودم ...و امروز که بی توام ...با توام
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:29 توسط قاصدک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا...
در این سرای خاموش یاد گرفتم با ترنم عشقی پاک به زیباترین شکل تورا بسرایم! وقتی خالق دوست داشتن تو هستی به چه زبانی بگویم دوستت دارم!! خدایا اندکی از عشق تو را با دنیا عوض نمیکنم آن را بر من ببخش!!! آدرس های ورود: WWW.MOSTAFA.IR1.IR WWW.ALEXI22.BLOGFA.COM WWW.LAMERD.COO.IR |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 |
| پیوندها |
|
مركز آموزش و دانلود آموزش نرم افزار زنگنه در گستره تاريخ رباعيات خانم تقي زاده چت روم پارسي زبانان کد انواع آهنگها و قالبها عکس هایی از شهرستان لامرد ارتباط زنده با ایرانیان |
|
RSS
|